الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
240
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ظاهرا اين روايت كه كازرونى از ابن عباس نقل كرده است . همان روايتى است كه صدوق در إكمال الدين از عكرمه از ابن عباس نقل كرده است . در آنجا آمده است : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به شش سالگى رسيد ، مادرش او را نزد دايىهايش از بنى نجار برد و هنگام بازگشت در ابواء كه بين مكه و مدينه است ، درگذشت . ( 2 ) پس از آن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از طرف پدر و مادر يتيم شد و محبت و دلسوزى عبد المطلّب نسبت به وى بيشتر شد و به عنوان مثال در كنار كعبه براى عبد المطلّب زيراندازى پهن مىشد كه به احترام وى هيچ كس در بر آن نمىنشست و فرزندانش تا وقتى كه او در آنجا نشسته بود ، دورش را مىگرفتند ، امّا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه طفلى بيش نبود مىآمد و بر جايگاه عبد المطلّب مىنشست ! اين امر بر عموهايش گران مىآمد و براى همين او را نگه مىداشتند تا چنين كارى نكند ، ولى عبد المطلّب به آنها مىگفت : فرزندم را آزاد بگذاريد . به خدا قسم كه او داراى شأن و مقام بزرگى است ! من مىبينم كه روزى خواهد آمد در حالى كه او بزرگ شما است . من عزت و سربلندىاش را مىبينم كه بر همهء مردم برترى دارد . « 1 » ( 3 ) سپس او را نزد خود مىبرد و در كنار خود مىنشانيد و دست بر كمرش مىكشيد و او را مىبوسيد و مىگفت : هيچگاه كسى را از او خوشبوتر و پاكتر نديدم و بدنى را نرمتر و خوشبوتر از بدن وى نديدم ! آنگاه او را بر دوش خود سوار مىكرد و هفت دور طواف مىداد . اين رفتار وى ادامه داشت تا اين كه وفات كرد . ( 4 ) هنگامى كه او در آستانهء مرگ قرار گرفت و محمد صلّى اللّه عليه و آله در كنارش بود ، قاصدى را به دنبال ابو طالب فرستاد . او در حالى كه گريه مىكرد به ابو طالب گفت : اى ابو طالب ! مواظب باش كه محمد در نظر تو همانند جچرگوشهات باشد . من در ميان همهء فرزندانم تو را برگزيدهام ، زيرا كه تو و پدرش از يك مادر بوديد .
--> اين قبر مادرم است كه از خدا اجازه خواستم به زيارتش بروم و اجازه داده شد . چنانچه در بحار الانوار ، ج 15 ، ص 162 از المنتقى در فصل سوم كه در مورد حوادث سال ششم از زندگى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله است به اين مطلب اشاره شده است . و مسلم در صحيح خودش ، زيارت قبر به وسيله رسول اللّه را چنين بيان مىكند : از خدايم اجازه خواستم كه به زيارت قبر مادرم بروم و اجازه داده شدم و شما به زيارت قبور برويد كه شما را به ياد مرگ مىاندازد . ( صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 671 و 679 ) طبرسى هم اين مطلب را از او در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 593 نقل كرده است و همچنين إربلى در كشف الغمة ، ج 1 ، ص 16 بدان اشاره كرده است . ( 1 ) . كلينى با سندى از امام صادق مثل همين مطلب را ذكر كرده است ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 448 ) . و مثل همين مطلب را يعقوبى در تاريخش آورده است ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 9 ) . و كلينى در مورد تاريخ وفات آمنة گفته است : در حالى مادرش آمنه فوت كرد كه وى چهارساله بود ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 439 ) .